لحظه اي انديشه
|
مرد در حال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر ٥ ساله اش تكه سنگی برداشته و بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود | |
در بیمارستان كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد وقتی كودك پدرخود را دید، با چشمانی آكنده از درد از او پرسید: پدر انگشتان من كی دوباره رشد می كنند؟مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین و با این عمل كل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی كه كودك ایجاد كرده بود خورد كه نوشته بود ( نقل از وبسايت بهبودمديريت آموزشگاهي ) |